مصاحبه با دكتر فريدون عزيزي مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

گفتگو:مصاحبه با دكتر فريدون عزيزي،رئيس پژوهشكده غدد درون ريزو متابوليسم دانشگاه علوم پزشكي شهيدبهشتي

دكتر فريدون عزيزي استاد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي و عضو پيوسته و معاون فرهنگستان علوم پزشكي جمهوري اسلامي ايران مي‌باشد. خدمات ايشان در عرصه‌هاي مختلف و همچنين تاليف بيش از975 مقاله علمي و کتاب که نیمی از از آنها به زبان انگلیسی است، ياد بزرگاني همچون ابن سينا، ابوريحان بيروني و زكرياي رازي را در ذهن متبادر مي‌نمايد. از اين تعداد مقاله، چهار پنجم آنها پس از پيروزي انقلاب اسلامي طی 24 سال اخير نگاشته شده است.تعداد ارجاعات (citation) به بعضي از اين مقالات به بيش از 200 ارجاع بالغ مي‌گردد. وي در 42 سالگي يعني در سال 1363 به سمت استادي (full-professor) نايل آمده است.

دكتر فريدون عزيزي از آن گروه دانشمندان و پزشكان متعهد كشورمان است كه پس از انقلاب شكوهمند اسلامي با مراجعت به ميهن، تحصيلات خود را در غرب دستمايه خدمت به ملت ايران نمود.
در اينجا توجه شما را به متن گفتگويمان با دكتر فريدون عزيزي جلب مي‌نماييم.

- لطفا در مورد سوابق علمي و فعاليت‌هاي پژوهشي خودتان بفرماييد:

دوران دبستان را در دبستان‌هاي فرهنگ وشریعتی ( پهلوي سابق )و دوران دبيرستان آن زمان را از كلاس اول تا چهارم در دبيرستان پاسداران ( محمدرضا شاه سابق) قزوين گذراندم و دو سال آخر دبيرستان را در دبيرستان رازي تهران تحصيل كردم. در سال 1338 در كنكورهاي پزشكي دانشگاه‌هاي تهران و مشهد قبول شدم و دوره طب عمومي را در دانشگاه تهران گذراندم. پس از اتمام دوره دانشكده و خدمت وظيفه در سال 1347 به كشور آمريكا رفتم و پس از گذراندن يك سال انترني در نيويورك، در دوره دستياري تخصصي طب داخلي دانشگاه TUFTS، شهر بوستون ايالات ماساچوست پذيرفته شدم و نيز رشته تخصصي پزشكي هسته‌اي را در همين دانشگاه گذراندم. سپس امتحانات بورد آمريكا در هر سه رشته (داخلي، غدد درون‌ريز و طب هسته‌اي) را با موفقيت گذراندم و به سمت استاديار دانشكده پزشكي آن دانشگاه انتخاب شده و رييس بخش غدد درون‌ريز و همزمان با آن سرپرست بخش پزشكي هسته‌اي يكي از بيمارستان‌هاي عمده اين دانشگاه شدم.

از سال 1358 به سمت دانشيار دانشگاه شهيد بهشتي و رييس بيمارستان آيت‌اله طالقاني و سپس در سال 1363 به سمت جوان‌ترين استاد در علوم پزشكي نايل گرديدم. از سال 1359 سرپرست گروه پزشكي مركز نشر دانشگاهي و سرپرست شاخه پزشكي گروه پزشكي ستاد انقلاب فرهنگي و سپس سرپرستي گروه برنامه‌ريزي پزشكي شورايعالي انقلاب فرهنگي را تا سال 1371 به عهده داشتم. همچنين عضويت و گاهي دبيري هيئت‌هاي ممتحنه و ارزشيابي رشته‌هاي بيماري‌هاي داخلي، پزشكي هسته‌اي و غدد درون‌ريز و متابوليسم را در طي 23 سال گذشته عهده‌دار بوده‌ام.

اينجانب مدير مسئول و سردبير مجله دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي بوده‌ام و مدير مسئول مجله غدد درون‌ريز و متابوليسم و سردبير مجله بين‌المللي غدد درون‌ريز و متابوليسم مي‌باشم. رييس هيئت مديره جامعه پزشكان متخصص داخلي كشور از بدو تشكيل آن از سال 1368 تا سال 1381 و رييس هيئت مديره انجمن متخصصين غدد درون‌ريز كشور از بدو تشكيل آن از سال 1371 تاكنون بوده‌ام. از سال 1369 به عضويت شوراي پژوهش‌هاي علمي كشور انتخاب شده و در سال 1370 سمت رياست كميسيون پزشكي شوراي پژوهش‌هاي علمي كشور را عهده‌دار بودم.

از سال 1370 عناوين مشاور وزير بهداشت، رييس مركز سياستگذاري و برنامه‌ريزي وزارت بهداشت و عضويت در هيئت مميزه مركزي، شوراي گسترش دانشگاه‌ها، شوراي اجرايي ايجاد نگرش اجتماعي در دانشكده‌هاي پزشكي كشور، كميسيون انجمن‌هاي علمي كشور، شوراي بورس، شوراي قطب‌هاي علمي و كميسيون نشريات علمي پزشكي كشور را داشته ام. هم اكنون رييس پژوهشكده علوم غدد درون‌ريز و متابوليسم دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، عضو پيوسته و معاون علمي فرهنگستان علوم پزشكي جمهوري اسلامي ايران هستم.

از سال 1360 فعاليت‌هاي تحقيقاتي در رشته غدد درون‌ريز و متابوليسم را در دفتر تحقيقات غدد در بيمارستان آيت‌اله طالقاني آغاز نمودم و از سال 1372 رياست مركز تحقيقات غدد درون‌ريز و متابوليسم را به عهده گرفتم. در سال 1364 براي نخستين بار در كشور، رشته فوق تخصصي غدد درون‌ريز را پايه‌گذاري نمودم تاكنون 80 نفر از فارغ‌التحصيلان اين رشته به عنوان اعضاي هيئت علمي در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي كشور منشا خدمات آموزشي پژوهشي در بالاترين سطوح علمي هستند.

تاكنون 975 مقاله علمي و كتاب تاليف نموده‌ام كه نيمي از آنها به زبان انگليسي است. اين تاليفات در زمينه تحقيقات من در زمينه‌هاي تخصصي و نيز آموزش پژوهش در پزشكي و جنبه‌هاي اجتماعي پزشكي در كشورمان بوده است. از اين تعداد مقاله چهار پنجم آن‌ها پس از پيروزي انقلاب اسلامي در 24 سال اخير نگاشته شده است. بسياري از مقالات توسط محققيــــن ديگــــر مــــورد استفاده قرار گرفته كه تعداد ارجاع به بعضي مقالات از 200 متجاوز است. شاخص مهم علمي H index اينجانب 25 است.

در سطح بين‌المللي، در دفعات مكرر به عنوان مشاور سازمان جهاني بهداشت و دفتر منطقه مديترانه شرقي آن، براي بررسي و پيشگيري از اختلالات ناشي از كمبود يد دعوت شده‌ام و اين اختلالات را در كشورهاي اردن، يمن و ليبي بررسي كرده و برنامه كشوري براي كنترل آن‌ها را تنظيم نموده‌ام. در برنامه ريزي در زمينه شناسايي كنترل بيماري ديابت و نيز در برنامه‌ريزي براي پيشگيري از بيماري‌هاي غيرواگير مشاور سازمان جهاني بهداشت ‌بوده‌ام. همچنين از طرف سازمان جهاني بهداشت براي ارزيابي آموزش پزشكي در منطقه و ديابت در ايران مورد مشورت قرار گرفته‌ام. در جلسه‌هاي مشورتي يونيسف براي كشورهاي اكو و منطقه مديترانه شرقي و آفريقاي شمالي نيز به همين منظور دعوت شده‌ام. در كميته مشاورين بين‌المللي انجمن غدد درون‌ريز آسيا و اقيانوسيه و كميته علمي اين انجمن عضويت دارم، به عنوان يكي از اعضاي مشورتي براي كنگره بين‌المللي تيروئيد سال 2000 بودم و رييس سيزدهمين كنگره بين‌المللي آندوكرين آسيا و اقيانوسيه سال 2006 بر عهده داشتم. همچنين عضو بورد بين‌المللي كنترل اختلالات ناشي از كمبود يد (ICCIDD) مي‌باشم.

اينجانب تقديرنامه استاد ممتاز كشور در سال 1371 و نشان (مدال) پژوهش از رياست جمهوري اسلامي ايران در سال 1373 از رياست جمهوري وقت و رتبه دوم تحقيقات كاربردي يازدهمين جشنواره بين‌المللي خوارزمي را از رياست جمهوري اسلامي ايران در سال 1376 دريافت نمودم. در سال 1380 پژوهشگر برگزيده دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي بودم. در سال 1381 جايزه برترين مركز تحقيقاتي كشور را از رياست جمهوري اسلامي ايران دريافت كرده و در سال 1383 به عنوان "چهره ماندگار" برگزيده شدم. در سال 1386 جايزه كشور كويت در "طولاني‌ترين خدمات پزشكي در قلب و عروق در ديابت در منطقه خاورميانه" از طرف سازمان جهاني بهداشت به اينجانب اهدا شد. در سال 1387 جايزه همايش بزرگداشت برگزيدگان سي سال سلامت را از رياست جمهوري اسلامي ايران دريافت نمودم. در سال 1388 جايزه ناگاتاكي به عنوان دانشمند برتر از آسيا و اقيانوسيه را از كنگره انجمن‌هاي آسيايي و اقيانوسيه تيروئيد دريافت نمودم. در همين سال به عنوان دانشمند برجسته پايگاه استنادي جهان اسلام ISC با كسب بيشترين امتياز انتخاب شدم. در سال 1390 به عنوان دانشمند برگزيده سال از طرف فرهنگستان علوم پزشكي انتخاب شده و نشان درجه 1 دانش را از رياست جمهوري اسلامي ايران دريافت نمودم.

2- چرا توجه خاص مردم ايران به رشته‌هاي فني و مهندس و پزشكي است؟

اعتبار مشاغل مختلف در كشورهاي مختلف جهان يكسان نيست. در كشور ما در قرن اخير و پس از شكل‌گيري آموزش عالي به سبك نوين، و نيز افزايش اعتبار رشته‌هاي خاص، تمايل به تحصيل در رشته‌هاي فني، مهندسي و پزشكي بيشتر شد. پزشك يا حكيم از ديرباز در فرهنگ اسلامي ايراني جايگاه خاصي داشته است و اعتبار اين رشته در قرن اخير نيز سبب جذب جوانان و تاكيد خانواده‌ها بر اولويت دادن فرزندانشان در تحصيل اين رشته بوده است. بديهي است با پيشرفت علوم غيرپزشكي و نيز رشد سريع جمعيت، جوانان به رشته‌هاي ديگر نيز تمايل پيدا كرده‌اند و علم و فناوري در رشته‌هاي ديگر نيز رونق يافته است. آن چه در اين ميان شايان توجه است، عدم اقبال به رشته‌هاي علوم انساني در دهه‌هاي قبل از انقلاب اسلامي بوده است كه به حمد‌ا... در دهه‌ي اخير تا حدودي ترميم شده است. به برخي رشته‌هاي مهم مانند اقتصاد نيز توجه كمتري مبذول شده است كه با برقراري دوره‌هاي كارشناسي ارشد و دكترا در اين رشته‌ها و به ويژه گرفتن دانشجويان از ساير رشته‌هاي علمي اميد است اين نقايص برطرف شود.

3- از نام‌آوران قزوين در علوم پزشكي چه كساني را به خاطر داريد؟

در قديم حكماي زيادي در قزوين بوده‌اند في‌المثل قطب‌الدین محمدبن مسعود معروف به علامه شيرازي، طبيب معروف قرن هفتم که دوراني از زندگي خود را در اين شهر گذرانيد. رونق علوم به ويژه، پس از اين كه قزوين پايتخت صفوي شد، مشهود گرديد. در قرن اخير پزشكان خدومي در شهر قزوين خدمات بهداشتي درماني موثري را انجام داده‌اند كه مي‌توان به افرادي نظير دكتر ايرواني، دكتر نشاط، دكتر هوشيار، دكتر اسماعيل عزيزي، دكتر نورالدين تنكابني و ... اشاره كرد. در رشته داروسازي نيز پدر مرحوم اينجانب دكتر موسي عزيزي اولين داروساز مسلمان بود كه در سال 1323 در قزوين داروخانه تاسيس كرد.

4- چرا رشته پزشكي را انتخاب كرديد؟

كسب دانش مهمترين انگيزه من براي ورود به دانشگاه بود. خانواده مادري از روحانيون و مجتهدين، خانواده پدري از تحصيل كردگان دانش‌ امروزي بودند. پدر مرحومم دكتراي داروسازي را در زماني اخذ كرده بود كه تعداد داروسازان كشور به 300 نفر نمي‌رسيد. عموي مرحومم كه استاد بزرگ طب داخلي ايران بود، در زمره معدود افراد ايراني بود كه طب جديد را آموخته بود و به كسب درجه تخصصي از دانشگاه پاريس نائل شده بود، عموي ديگرم از دانشگاه تهران فارغ‌التحصيل شد و در سال‌هاي اول طبابتش به تيفوس دچار شد و به رحمت ايزدي پيوست.

بدون شك خدمت به خلق در راه رضاي خدا انگيزه اصلي من در كسب علم بيشتر بود و بهترين خدمت را در ارايه خدمات پزشكي و ترميم آلام انسان‌ها مي‌دانستم. در اواخر سال‌هاي دانشكده با يكي از دوستان همكلاسي بحث‌هايي را در اين مورد داشتيم. او راه بهتر خدمت به خلق را رفتن به روستاها وشهرهاي كوچك و ارايه خدمات بهداشتي درماني مناسب، از روي مهر و محبت مي‌دانست. اين عزيز همين راه را رفت و به لطف الهي موفق هم بود. اينجانب به ايشان عرض مي‌كردم كه من راه بهتر را كسب علم بيشتر، استاد دانشگاه شدن و ارايه خدمت در آموزش و پرورش نيروهاي جوان و نيروي انساني پزشكي مي‌دانم. در آن دوران (دهه‌هاي 30 و 40) هميشه اين سئوال در ذهنم بود چرا اكثريت اساتيد ما را تحصيل كرده‌هاي بيگانه با دين و عبادت به خالق يكتا تشكيل مي‌دهند؟ چرا در ميان اساتيد شاخص و مشهور كشور چهره‌هايي كه عامل به احكام شناخته شده باشند اندك هستند؟ جواب به اين سئوال مرا وادار به طي مراحل علمي بعدي نمود.

5- نقش خانواده در مسير تحصيلي و زندگي شما؟

پدر مرحوم من و مادر عزيزم هميشه مشوق من بوده‌اند. پدرم ديدگاه پيشرفته اجتماعي و علمي داشت و مادرم به امور ديني و معنوي خانواده اهميت مي‌داد و عشق، محبت و مهيا نمودن رفاه در زندگي خانوادگي را تامين مي‌نمود. پس از اتمام تحصيلات، با الطاف الهي و ازدواج با همسري متدين، مومن و پاك‌سرشت و مشوق علم و فعاليت‌هاي انقلابي، مسير پرپيچ و خم زندگي را آسان‌تر پيمودم.

6- در مورد معرفي اساتيد خودتان صحبت نماييد. به ويژه معلمان قزويني.

در دوران ابتدايي، معلمان عزيزي در مدرسه فرهنگ و دبستان پهلوي قزوين الفباي اوليه و پايه‌هاي سواد و علم را به من آموختند. در چهار سال اول دوره بعد از دبستان (كه در آن زمان جز 6 ساله دوره دبيرستان بود) بسياري از دبيران با سابقه و معلم‌هاي وارسته در آموزش اينجانب شركت داشتند كه از آن ميان مي‌توان آقايان دبير حاج سيدجوادي، سر رشته‌داري، ميرميران و حقوقي را نام برد. در دانشكده پزشكي تهران، در آموزش باليني دكتر صادق پيروز عزيزي، دكتر محمد قريب و دكتر محمد مرشد و در تحقيقات و دوران تخصصي در امريكا پروفسور اينگبار و پروفسور بري‌ورمن اساتيد برجسته‌اي بوده‌اند كه از آنها بهره‌مند شدم.

7- آيا به اهداف مندرج در سند چشم‌انداز در زمينه‌هاي علوم پزشكي دست خواهيم يافت؟

رجا واثق دارم كه در زمينه تحقيقات، بالطف الهي و ارشادات مقام معظم رهبري به اهداف سند چشم‌انداز خواهيم رسيد. در مورد زمينه سلامت كار بسيار دشوار است. شبكه بهداشتي درماني مناسب و طراحي موثر در نحوه ارايه خدمات بهداشتي، درماني مطلوب در اكثر نقاط كشور وجود ندارد. بيمه‌هاي مربوط به سلامت بسيار ناقص، ناكارآمد و فاقد مديريت توانا و پويا است. سهم بهداشت و درمان از توليد ناخالص ملي ناكافي است و لذا ارايه خدمات سلامت با مشكلات فراواني روبرو است. اميد است كه با طراحي مناسب و مديريت توانا بتوان به مشكلات فايق آمد و به چشم‌انداز بيست ساله در اين زمينه نيز دست يافت.


8- جايگاه ايران در زمينه مقالات علوم پزشكي را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

اكنون ايران در سايت استنادي ISI مقام 20 و در سايت SCOPUS مقام 17 را از نظر توليد علم دارد. فاصله با كشور تركيه كه در ابتداي دهه اخير زياد بود اكنون بسيار اندك شده و به نظر مي‌رسد كه در چند سال آينده مي‌توانيم در توليد علم مقام والاتري از كشور تركيه حاصل نموده و شايد ده سال قبل از 1404 به اين هدف دست يابيم. اين توفيقات مرهون عوامل متعددي است كه به يمن انقلاب شكوهمند اسلامي ايران ايجاد شده است. مهمترين آنها عبارتند از:

1- خودباوري و خوداتكايي: كه امام خميني (ره) ملت را به آن توصيه نمودند و مقام معظم رهبري نيز آن را در دانشمندان و به ويژه جوانان تقويت نمودند.

2- استعداد خدادادي جوانان ايراني كه با فراهم شدن زمينه‌هاي پژوهشي در كشور شكوفا شده‌اند.

3- رشد سريع، ابتدا كمي و سپس كيفي، آموزش عالي و به ويژه دوره‌هاي كارشناسي ارشد، PhD ، تخصصي و فوق تخصصي در دهه‌هاي 70 و 80 پس از انقلاب شكوهمند اسلامي.

تحقيقات در كشورهاي در حال توسعه به دلايل زيادي دچار اشكال است. اولا افرادي كه پژوهش مي‌كنند اكثرا خود آموزش و تجربه كافي براي تحقيق ندارند، از نظر رفاهي در مضيقه هستند، از نظر فكري و علمي منفردند و كمتر افرادي را پيدا مي‌كنند كه در سطح آنها باشد، راه‌هاي انتخاب تحقيقات به صورت محدود و بودجه‌هاي تحقيقاتي اندك است. اين شرايط در كشور ما نيز وجود دارد. اكثر افراد به خصوص در قسمت‌هاي باليني چند سالي دستيار هستند و در اين مدت كمتر با روش‌هاي تحقيق آشنايي پيدا مي‌كنند. پس از فارغ‌التحصيلي استاديار مي‌شوند و در محيطي كار مي‌كنند كه امكانات و بودجه درمان در كارهاي پژوهشي كمتر وجود دارد، لذا عدم آشنايي با تحقيق و عدم وجود انگيزه براي پژوهش را بايد دو عامل اصلي در محدود بودن تحقيقات دانست. ثانيا در موسسات دانشگاهي و آموزش عالي ما دسترسي كافي به اطلاعات، كتب، مجلات و مدارك علمي وجود ندارد، برنامه‌ريزي‌هاي علمي دوام چنداني ندارند و با تغيير مديريت‌ها متغير هستند و امكانات پژوهشي كم وجود دارد. ثالثا در جامعه نيز نياز براي تحقيق كمتر حس مي‌شود. اكثر كارگزاران براي انجام امور از راه سهل‌الوصول كه همانا استفاده از تجربيات و تحقيقات ديگر كشورها است استفاده مي‌كنند و براي پژوهش كه حاصل آن سال‌ها بعد ممكن است پيدا شود سرمايه‌گذاري نمي‌كنند. فرهنگ جامعه و حمايت آنان نيز از امر تحقيقات محدود است. علاوه بر همه اين‌ها مشكلات و مسايل و سدهاي اداري و اجرايي، امر تحقيق را دچار وقفه مي‌كند. حال آن كه توجه به تحقيقات در هر كشور قدم اصلي براي خوداتكايي است. در كشورهاي خيلي پيشرفته ييش از 3 درصد درآمد ناخالص ملي‌شان صرف تحقيقات مي‌شود. حتي كشورهايي مانند كره جنوبي 2/1 درصد بودجه كشور را صرف تحقيقات مي‌كنند. در حالي كه تا قبل از پيروزي انقلاب كمتر از يك دهم درصد بودجه كشور صرف تحقيقات مي‌شد. در برنامه پنج ساله اول خوشبختانه اين ميزان به 6/0 افزايش يافته و اميد بود كه تا پايان برنامه‌هاي پنج ساله دوم، سوم و چهارم به 5/2 درصد افزايش يابد. كه به هيچ وجه تحقق نيافت نكته مهم ديگر نحوه استفاده از بودجه‌هاي تحقيقاتي است كه نياز به بررسي دارد. شكوفايي بيشتر تحقيقات در كشور نياز به يك عزم ملي در همه سطوح دارد كه اميد است با دستيابي به آن از نظر توليد علم در رديف‌هاي اول كشورهاي جهان قرار گيريم. نكته مهم ديگر استفاده از پژوهش‌ها براي حل مسايل و مشكلات زندگي انسان‌ها و پيشرفت و توسعه است كه بايد به اين نوع تحقيقات نيز توجه خاص مبذول گردد.

9- مركز تحقيقات غدد (با رياست جنابعالي) چه موقعيت‌هايي در زمينه پژوهشي يا ساير فعاليت‌هاي پزشكي در ساير رشته‌ها براي نخبگان علوم پزشكي مي‌تواند ايجاد كند؟

پژوهشكده غدد درون‌ريز و متابوليسم داراي مراكز تحقيقاتي و واحدهاي متعددي است كه فعاليت‌هاي آن‌ها به شرح زير است:

مركز تحقيقات غدد درون‌ريز و متابوليسم يكي از مراكز سه گانه‌ پژوهشكده علوم غدد درون‌ريز و متابوليسم است كه به عنوان يكي از مراكز تحقيقاتي برتر، قطب علمي كشور و مركز همكاري‌هاي سازمان جهاني بهداشت در منطقه شناخته شده است. اين مركز به عنوان اولين مركز تحقيقات علوم پزشكي كشور در زمينه بيماري‌هاي غدد درون ريز و متابوليسم در سال 1360 آغاز به كار كرد و با رشد، توسعه و پيشرفت خود هم‌اكنون در قالب پژوهشكده و در راستاي تحقق رسالت آن فعاليت مي‌نمايد. در حال حاضر اين مركز با در اختيار داشتن مجموعه‌اي از پزشكان فوق تخصص و محقق عالي ماموريت‌هاي زير را به عهده دارد:

1- انجام پژوهش‌هاي اپيدميولوژيك، پژوهش‌هاي بنيادي، طراحي و اجراي پروژه‌هاي مداخله‌اي در زمينه انواع بيماري‌هاي غدد درون‌ريز.

2- برنامه‌ريزي و اجراي پايش كشوري شيوع گواتر و كمبود يد در جامعه ايراني با حمايت و همكاري وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي.

3- همكاري با سازمان جهاني بهداشت و ديگر نهادهاي ذيربط مسئول جلوگيري از اختلال‌هاي ناشي از كمبود يد در منطقه خاورمينه و آفريقاي شمالي.

4- مشاركت با دو مركز ديگر پژوهشكده در زمينه آموزش نيروي انساني در رشته غدد درون‌ريز و برگزاري دوره‌هاي كوتاه مدت و بلند مدت و كارگاه‌هاي آموزشي- پژوهشي.

5- توليد دانش روا و مناسب و انتشار مطالب و نتايج پژوهش‌هاي انجام شده به منظور اطلاع‌رساني، آموزش جامعه و ارايه مشاوره به مسئولان وزارت بهداشت و ساير سازمان‌هاي بين‌المللي در قالب سياست‌ها و اهداف پژوهشكده.

مركز تحقيقات پيشگيري از بيماري‌هاي متابوليك به عنوان يكي از مراكز سه گانه پژوهشكده علوم غدد درون‌ريز و متابوليسم در قالب سياست‌ها و اهداف كلي پژوهشكده رسالت پژوهش در زمينه‌هاي اپيدميولوژي، علوم پايه و باليني انواع اختلال‌هاي متابوليك از جمله بيماري ديابت، وضعيت‌هاي پره‌ديابتي، سندرم متابوليك و اختلال‌هاي قلبي- عروقي مربوط را به عهده دارد. با توجه به گسترش زمينه‌هاي پژوهش در پژوهشكده، به منظور ايجاد روندي منظم و جهت‌دار براي پژوهش‌ها به نحوي كه در راستاي رفع نيازها و مشكلات بهداشتي درماني كشور باشد، مركز تحقيقات پيشگيري از بيماري‌هاي متابوليك نياز به تعيين اولويت‌هاي تحقيقاتي خود داشته كه پس از نيازسنجي در زمينه‌هاي علوم پايه، باليني و اپيدميولوژي و با بهره‌گيري از منابع مختلف از جمله نظرات مركز مبارزه با بيماري‌ها، اطلاعات مربوط به اولويت‌هاي تحقيقاتي كميسيون پزشكي شوراي پژوهش‌هاي علمي كشور، آيين‌نامه‌ها و مقررات پژوهشي معاونت پژوهشي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي و ساير منابع (نظرات افراد صاحب‌نظر، شاخص‌هاي اجتماعي، مصاحبه‌ها و غيره) اقدام به اولويت‌بندي موضوع‌هاي پژوهشي خود كرده است.

اولويت‌هاي طرح‌هاي تحقيقاتي مركز:

1- ديابت

2- اختلال‌هاي متابوليك غيرديابتي در بزرگسالان

3- پيامدهاي قلبي- عروقي

4- اختلال‌هاي متابوليك كودكان

مركز تحقيقات چاقي در كنار دو مركز پيشگيري از بيماري‌هاي متابوليك و مركز تحقيقات غدد درون‌ريز، پژوهشكده علوم غدد درون‌ريز و متابوليسم را تشكيل مي‌دهند. در راستاي اهداف و سياست‌هاي كلي پژوهشكده، رسالت (Mission) مركز تحقيقات پيشگيري و درمان چاقي عبارت است از: توليد وگسترش علم از طريق طراحي و انجام پژوهش‌هاي بنيادي و كاربردي در زمينه چاقي به منظور يافتن راه‌حل‌هاي مناسب و ارايه آن‌ها در غالب سياست‌هاي كلي پژوهشكده به مسئولان و مجامع ذيربط براي پيگيری اوليه، ثانويه و ثالثيه.

اولويت‌هاي تحقيقاتي مركز تحقيقات چاقي:

1- اپيدميولوژي چاقي

2- ژنتيك چاقي

3- هورمونيوميكس و متابولوميكس

4- بررسي عوامل اتيولوژيك چاقي

5- تغذيه و چاقي

6- بررسي عوارض چاقي (قلبي- عروقي، كبدي، كليوي، كيفيت زندگي)

7- مداخله براي پيشگيري و درمان چاقي

در امتداد دستيابي به اهداف و تحقق رسالت مورد نظر، اين مركز ارتباط مستقيمي با واحد تغذيه دارد.

واحد تغديه از سال 1376 به عنوان يك گروه پژوهشي در مركز تحقيقات غدد درون‌ريز و متابوليسم فعاليت خويش را آغاز كرد. از جمله اين فعاليت‌ها ارايه طرح‌هايي در مورد ديابت، اختلالات ليپيدها، مقايسه يد ادرار و يد مصرفي، بررسي اثر تزريق يد روغني و بررسي شاخص گليسمي ميوه‌هاي مختلف است. بررسي وضعيت تغذيه‌اي و ارتباط آن با سطح سرمي ليپيدها و چگونگي روند آن به عنوان بخشي از طرح آينده‌نگر قند و ليپيد تهران از سال 1378 در اين واحد در حال اجرا است كه حاصل آن چاپ بيش از 250 مقاله علمي فارسي و انگليسي در مجله‌هاي معتبر داخل و خارجي و كسب جوايز ارزنده در جشنواره‌هاي پژوهشي است. همچنين با توجه به روند افزايش اضافه وزن و چاقي، و بيماري‌هاي قلبي - عروقي كارشناسان و پژوهشگران اين واحد مي‌كوشند تا با يافتن ارتباط بيماري‌هاي غيرواگير با عوامل تغذيه‌اي براي دستيابي به الگوي تغذيه‌اي سالم و ارايه راه‌حل‌هاي مفيد در روند اصلاح شيوه زندگي به منظور پيشگيري و كاهش ميزان شيوع مشكلات تغذيه‌اي گام بزرگي بردارند. در حال حاضر پژوهش‌هاي اين واحد در زمينه‌هاي زير مي‌باشند:

1- مطالعه‌هاي اپيدميولوژيك در ارتباط با عوامل خطر تغذيه‌اي بيماري‌هاي غيرواگير.

2- همكاري وسيع در طرح ملي مداخله تغيير شيوه زندگي به منظور پيشگيري از بيماري‌هاي غيرواگير، برقراري درمانگاه تغذيه، تهيه و تنظيم متون آموزشي و بررسي تاثير مداخله‌هاي تغذيه‌اي.

3- استاندارد كردن روش‌هاي مطالعه وضعيت تغذيه و ارزيابي درجه اعتماد و اعتبار آن تحت عنوان طرح ارزيابي روايي و پايايي پرسشنامه‌هاي تكرر مصرف غذايي.

4- ارايه طرح‌هاي تحقيقاتي جانبي در راستاي اهداف پژوهشكده.

5- تهيه و تاليف كتب و مقاله‌هاي علمي براي نشر و ارايه در مجله‌هاي معتبر علمي داخلي و خارجي.

6- نظارت بر كنترل جمع‌آوري اطلاعات تغذيه‌اي طرح‌ها و بررسي نتايج.

7- تهيه و تنظيم مقاله‌هاي علمي براي شركت و ارايه در كنگره‌‌ها و سمينارهاي داخلي و خارجي.

8- همكاري با ساير دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي براي آموزش و تنظيم برنامه‌هاي تغذيه‌اي.

10- توصيه شما به دانشجويان به خصوص رشته‌هاي علوم پزشكي در زمينه تحصيل، معنويت، ازدواج.

عزيزان من بايد در ورود به دانشگاه يك هدف كوتاه مدت 6-7 ساله براي خود ترسيم نمايند. اين هدف كسب دانش پزشكي و آگاهي‌ها و مهارت‌هاي لازم براي ارايه بهترين خدمات به بيماران است. در اين دوران نبايد به دو عامل اجازه مداخله جدي دهند:

1- مشكلات خانوادگي، معيشتي و ... كه همه افراد كم و بيش با آنها درگير هستند. بديهي است ازدواج زود براي جوانان توصيه شده است كه ضمن بركات فراوان ممكن است محدوديت‌هايي نيز داشته باشد. اين مشكلات را بايد مهم دانست و در جهت رفع آنها كوشيد ولي نبايد اجازه داد كه هدف اصلي را تحت‌الشعاع جدي قرار دهند.

2- نگراني از معيشت پس از پايان تحصيل دانشگاهي. اين نيز مطلب مهمي است كه هر فرد بايد به آينده دور فكر كند و براي آن برنامه‌ريزي كند ولي اين تفكر نبايد براي رسيدن به هدف اصلي را ،مشكل‌ساز باشد. اگر هدف كسب دانش و علم پزشكي براي كسب رضاي خدا و ارايه خدمت به مردم باشد و انسان به خوبي دانش پزشكي را كسب كند، مطمئن باشيد خالق يكتا كه تنها رازق او است، معيشت بعدي را مناسب و آسان مي‌سازد.

دانشجويان پس از ترسيم هدف اصلي بايد با حضور فعال در بخش‌ها و فعاليت‌هاي آموزشي و صرف بيشترين اوقات براي خودآموزي درصدد رفع كاستي‌هاي خود برآيند. يك كتاب طب داخلي يا عمومي مختصر بگيرند و آن را به دقت مطالعه كنند، اوقات صبح را به مطالعه پرونده‌هاي بيماران، گرفتن شرح حال و معاينه بيماران، شركت در راندهاي پزشكي مشهور بيمارستان‌ها بگذرانند و سعي كنند كاستي‌هاي خود را در زمينه تعريف بيماري، اتيولوژي، پاتوفيزيولوژي، علايم باليني، علايم آزمايگشاهي، تشخيص، درمان و مراقبت بيماري بشناسند و آنها را با مطالعه شخصي، سئوال از دستياران و اعضاي هيئت علمي برطرف كنند. موفقيت در اين امر يك جهاد نفس مي‌خواهد. اگر فردي سه يا چهار ترم آخر تمام اوقات خود را به شكل فوق برنامه‌ريزي نمايد، يقينا بسياري از كاستي‌هاي خود را برطرف مي‌كند و پزشك بهتري خواهد بود.

دانشجويان گروه پزشكي بايد هر لحظه‌اي را كه براي آموختن علم پزشكي مصرف مي‌كنند و هر قدمي را كه براي تبحر بيشتر در امور پيشگيري، تشخيص و درماني برمي‌دارند جزء عبادات و براي تقرب به خدا حساب كنند. دانشجوي گروه پزشكي بايد دايم به درگاه رب‌العالمين شكرگزار باشد كه چنين حرفه مقدسي را نصيب او كرده است كه مي‌تواند بيمار را كه مورد رحمت خداوند است براي بهبودي كمك كند و او را آماده كند كه با استفاده از قواي تن و اعمال صالح و موجبات تقرب خود به خداوند را فراهم سازد. اگر او بتواند آرامش را به بيمار برگرداند وظيفه طبابت خود را انجام داده است، لذا بايد صبور، خوشرو و متواضع باشد. او بايد بداند كه در اين حرفه مقدس، رعايت اصول اخلاقي انساني و توجه به ذخاير عاطفي و شخصيتي بيمار و به خصوص احترام به اعتقادات مذهبي او ضروري است. احترام به استاد خود بگذارد، همان گونه كه بزرگان دين ما امر فرموده اند. در رفتار و كردادر خود مناجات ابن ميمون، پزشك و فيلسوف قرن ششم هجري را به ياد بياورد كه "پروردگارا مرا از عشق به حرفه خود و محبت تمام مخلوقات آكنده‌ساز، قبول مكن كه حرص و ولع، كسب مال و جاه و مقام مرا در انجام دادن حرفه پزشكي تحت تاثير قرار دهد".

11- نظر شما در مورد ضرورت تحصيل دانشجويان در خارج از كشور چيست؟

آموخته‌هاي اسلامي و سوابق فرهنگي، نشان مي‌دهد كه انسان براي كسب علم بايد به هر نقطه‌اي از دنيا سفر كند، لذا تحصيل گروهي از جوانان ما در خارج از كشور براي اعتلاي علم مفيد خواهد بود. به دليل اثرات احتمالي فرهنگي محيط‌هاي ناسالم كشورهاي پيشرفته، اينجانب با اعزام جوانان براي دوره‌هاي كارشناسي و كارشناسي ارشد موافق نبوده‌ام و خدا را سپاس مي‌گويم كه فرزندان خودم با عنايت الهي اين دوره‌ها را در ايران گذرانده‌اند، مع‌هذا براي دوره‌هاي عالي PhD، و يا در مورد پزشكي باليني تخصصي و فوق تخصصي، كسب علم در كشورهاي پيشرفته سودمند خواهد بود. اين زماني است كه جوان از نظر اعتقادي و فرهنگي جا افتاده است و تاثيرات فرهنگي غيرسالم در آنها اندك خواهد بود. شايان ذكر است كه جواناني كه به خارج اعزام مي‌شوند بايد با اين هدف دوره‌هایی شروع كنند كه علم مورد نياز كشور را بياموزند، به خود اتكايي و خودباوري علمي برسند و آموخته‌هاي خود را با مسايل و مشكلات كشور تطبيق داده به كشف راه‌حل‌هايي براي مشكلات ميهن خود اقدام نمايند.

12- زيرساخت‌هاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي كشور را در رابطه با علوم پزشكي چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

با بهره‌گيري از الطاف الهي و برنامه‌ريزي صحيح در امر تامين نيروي انساني پزشكي در دهه 60، كشور ما در اين امر از نظر كمي بسيار موفق بوده است، وگرنه روند آموزشي قبلي و گزينش تعداد كم دانشجو، همراه با افزايش بي‌رويه جمعيت، مي‌توانست مصيبت‌هاي زيادي را به بار آورد. به عنوان مثال اگر اين افزايش صورت نمي‌گرفت، كشور ناگزير بود كه بيش از ده هزار پزشك خارجي را در استخدام خود داشته باشد و با همين قياس صاحبان ساير حرف پزشكي را از كشورهاي ديگر به ايران بياورد. امروزه سعي در افزايش كيفيت آموزش پزشكي می باشد.

اولا آموزش پزشكي را بايد هرچه بيشتر جامعه‌نگر كرد، آموزش باليني را بايد بيشتر در فيلد و درمانگاه‌ها انجام داد و از آموزش بر بالين بيماران بستري كاست زيرا اگر همه اوقات آموزش باليني صرف تشخيص درمان بيماران بستري شود، دانشجو از اكثر بيماري‌هايي كه در جامعه با آنها روبرو خواهد بود آشنايي عملي و تجربه كافي نخواهد داشت. ديد پزشك عمومي و متخصصين بايد از درمان يك بيمار به پيشگيري و درمان در جامعه معطوف شود. تغيير در اين نوع نگرش در استاد و دانشجو و تامين آموزش جامعه‌نگر كاري دشوار و بطئي است و صبر و تمرين زيادي مي‌خواهد. ثانيا بايد به تحقيقات پزشكي علي‌الخصوص تحقيقاتي كه منجر به حل مسايل پزشكي مملكت مي‌شود توجه خاص كرد. تاسيس دوره‌هاي كارشناسي ارشد، PHD، تخصص و فوق تخصص به طور كنترل شده و اساس نيازهاي آموزشي مملكت از ضروريات است كه خوشبختانه در سال‌هاي اخير انجام شده و نويدبخش آينده درخشان‌تري در اعتلاي علم پزشكي در كشور است. ثالثا بايد از گسترش بي‌رويه جلوگيري كرد. گسترش بدون حساب دانشكده‌هاي گروه پزشكي و رشته‌هاي تخصصي مي‌تواند در آينده نتايج نامطلوبي به بار آورد و از اعتلاي كيفيت آموزشي بكاهد. رابعا به معنويات پزشكي بايد توجه بيشتري معطوف شود. صاحبان حرف پزشكي بايد از افراد پاك، با ايمان، خوش فكر، با استعداد، صديق و فداكار انتخاب شوند و محيط آموزشي ما بايد به نحوي تنظيم شود كه هدف از يادگيري علم پزشكي كه رضاي خدا و خدمت به خلق مي‌باشد را در دانشجو عجين نمايد.

13- كميت و كيفيت تحقيقات در زمينه علوم پزشكي كشور را چگونه ارزيابي مي‌نماييد؟

رشد تحصيلات در كشور ما خارق‌العاده بوده است كه علت‌هاي آن در پاسخ به سئوال 8 ذكر شد. ايران در بين كليه كشورهاي جهان در دهه گذشته بيشترين رشد توليد مقالات علمي را داشته است و در سال گذشته با رشد 20 درصدي مقالات علمي باز هم به مقام نخست رسيده است. از نظر كيفي نيز تحقيقات رشد قابل توجهي داشته است به طوري كه در سال های گذشته بيش از 60 درصد مقالات در مجلات با ضريب تاثير پايين منتشر مي‌شد ولي در سال‌هاي اخير حدود 70 درصد آنها در مجلات با ضريب تاثير بالا چاپ مي‌شود. متوسط تعداد ارجاع به مقالات ايراني از كمتر از 2 براي هر مقاله به حدود 4 براي هر مقاله رسيده است. با اين همه توجه خاص به كيفيت تحقيقات كشور ضروري است. از نظر مقالات علمي، زماني اين كيفيت حاصل مي‌شود كه متوسط ارجاع به مقالات از 10 عدد بيشتر شود. به علاوه بايد به كارگيري و اثربخشي توليدات علمي مورد بررسي دقيق قرار گيرد تا مشخص شود كه آيا كيفيت توليد علم در كشور در رشته‌هاي مختلف به ميزاني رسيده است كه نتيجه به كار گرفته شود و براي رفع مشكلات و توسعه كشور موثر باشد.

14- در مورد همكاري‌هاي پژوهشي پژوهشكده غدد در سطح بين‌المللي بفرماييد.

همكاري‌هاي پژوهشي پژوهشكده غدد درون‌ريز و متابوليسم دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در سطح بين‌المللي خوب است. چند پروژه تحقيقاتي مشترك با ساير مراكز تحقيقاتي بين‌المللي در سال‌هاي گذشته انجام شده است. هم‌اكنون 5 پروژه تحقيقاتي با يكي از دانشگاه‌هاي كانادا در حال اجرا داريم. به علاوه از اساتيد و محققان براي ايراد سخنراني و در بعضي موارد حتي سخنراني جامع و سخنراني در سمپوزيوم (كه اين دو مخصوص محققان معتبر هر رشته است) دعوت به عمل مي‌آيد. موفقيت مهم در سال‌ جاري شركت محققين پژوهشكده در تدوين يك راهنماي بين‌المللي براي تشخيص ودرمان بيماري‌هاي تيروئيد در حاملگي بود كه در سطح بين‌المللي منتشر شد و در تدوين آن 6 نفر از كشور امريكا و 2 نفر از دانشمندان اروپايي و يك نفر از دانشمندان آسيايي (از پژوهشكده علوم غدد درون‌ريز و متابوليسم) شركت داشته‌اند.

15- در زمينه پيشرفت علم پزشكي و تشخيص ودرمان بيماري‌ها و همچنين فعاليت‌هاي پژوهشي و ارتقا سطح علمي پزشكان استان قزوين چه كمك‌هايي از شما مي‌توانيم بخواهيم؟

از سال‌ها قبل اينجانب آمادگي كامل را براي همكاري در پيشرفت فعاليت‌هاي پزشكي در استان قزوين به مسئولين محترم اعلام كرده‌ام. هنگامي كه اينجانب رياست دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي را در اواخر دهه 60 به عهده داشتم، در راه‌اندازي دانشكده پزشكي قزوين همكاري نمودم و براي سال‌ها اساتيد دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي به ويژه اساتيد علوم پايه آن دانشگاه نقش اساسي در تدريس دانشجويان در قزوين عهده‌دار بودند و بخش‌هاي مختلف دانشكده پزشكي را احداث نمودند. عضو هيئت امناي دانشگاه علوم پزشكي قزوين هستم و در بسياري از جلسات آموزشي و كارآگاهي دانشگاه شركت نموده‌ام.

16- در انتها، چه مطالبي به نظر شما حايز اهميت ويژه هستند؟

علم پزشكي و علوم ديگر چند قرن پس از شروع دعوت اسلامي به حداكثر شكوفايي خود رسيد. دليل آن ايمان و جهاد امت اسلامي و كوشش آن‌ها براي دست يافتن به ناشناخته‌ها بود، يعني تحقيق و پژوهش. متاسفانه گرايش جامعه به امور دنيوي و دوران رقت بار صفوي، قاجاريه و پهلوي كه همزمان با پيشرفت‌هاي عمده علمي در اروپا و سپس امريكا بود سبب شد كه پيشرفت در كليه علوم متوقف شود و علم پزشكي نيز چنين سرنوشتي را داشت. آن چه كه به نظر من دردآورتر بوده اين كه با نفوذ استعمار غرب وتغيير ارزش‌هاي اجتماعي، در قرن اخير، پزشكان ما صرفا به تحصيل علم پزشكي پرداخته و خصوصيات يك حكيم را كه آشنا با جامعه، و آگاه به فلسفه، منطق، حكمت، فقه و به طور كلي فرهنگ جامعه خود بودند از دست دادند. تلاش‌هايي كه پس از انقلاب براي جامع‌تر كردن فارغ‌التحصيلان دانشكده‌هاي گروه پزشكي شده ارزشمند ولي ناكافي است. در اين ميان نقش اعضاي هيئت علمي گروه پزشكي بي‌بديل است. عضو هيئت علمي در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي ابتدا بايد داراي خصوصيات يك پزشك خوب باشد. به گفته علي‌بن‌عباس اهوازي، پزشك عاليقدر ايران در قرن چهاردهم هجري، بايد "پاك، خداپرست، خوش زبان و نيكو روش باشد". پزشك بايد در حرفه مقدس خود به خداوند توكل كند، درستكار، متواضع، فروتن، رازدار، حليم، بردبار و پاكدامن باشد. علاوه بر اين عضو هيئت علمي بايد آشنايي كافي به روش يادگيري و آموزش و روش تحقيق، پويايي در كسب آگاهي و مهارت بيشتر داشته باشد و با شركت ايثارگرانه و بي‌شائبه در امر آموزش، زكات علم خود را به بندگان خدا بدهد. او بايد شرايطي را احراز كند كه امام ششم شيعيان در اين گفتار نغز آورده‌اند: "دانش بياموزيد، به وجود آن خود را با خويشتن‌داري و متانت بياراييد. نسبت به شاگردان خود متواضع و با استادان خود فروتن باشيد و از علماي متكبر نباشيد كه رفتار ناهنجارتان حق شما را ضايع كند".

به نظر حقير ذكر اين مطلب ضروري است كه كارهاي تشخيصي درماني اگر با خلوص نيت و براي رضاي خدا، با صبر و حوصله، همراه با دانش و پويايي دنبال شود به يقين عبادت است كه فرد را مستعد براي درك آيات الهي و سير الي‌ا... مي‌كند. مع‌هذا توجه به مسايل فرهنگي و اجتماعي براي پزشكان ضروري است. امروزه انجام كارهاي تشخيص درماني و حتي آموزش مطلوب را نوعي مي‌دانند كه جامعه‌نگر باشد. جامعه پزشكي تافته جدا بافته‌اي نيست و كادر پزشكي يكي از اقشار جامعه هستند كه برتري آنان فقط به داشتن تقوي خواهد بود و نه تحصيلات بيشتر و مقام بالاتر. وجود اين تفكر در افراد جامعه پزشكي سبب خواهد شد كه آن‌ها خود را بخشي از جامعه و همراه با مردم ديگر بدانند ودر فعاليت‌هاي فرهنگي و اجتماعي شركت كنند.

در خاتمه براي آنان كه به ما علم و حرفه مقدس پزشكي را آموختند رحمت و مغفرت الهي طلب مي‌كنم؛ براي همكاران فرهيخته‌اي كه عمر پربركت خود را در آموزش و پژوهش و در ارايه خدمات بهداشتي درماني و ارتقا سلامت براي امت اسلامي مي‌گذرانند، آرزوي سلامت و توفيقات الهي؛ براي دانشجويان گرامي كه در راه كسب علم و خدمت به جامعه قدم برمي‌دارند وموجب بالندگي و صلابت رشته‌هاي علمي و به ويژه پزشكي مي‌شوند، از درگاه ايزدمنان دانش، خرد و تقوا مسئلت دارم.

ربنا تقبل منا انك السميع العليم

و تب علينا انك انت التواب الرحيم

دكتر فريدون عزيزي