مصاحبه با دکتر جواد صالحی استاد مخابرات دانشگاه صنعتی شریف مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

مصاحبه با دکتر جواد صالحی استاد مخابرات دانشگاه صنعتی شریف

استاد گروه برق گرایش مخابرات، چهره ماندگار کشور در سال 1389 ،عضو جامعه نظریه اطلاعات iEEE ، پر استنادترین دانشمند ایرانی در isi ، پژوهشگر نمونه ی کشوری از طرف وزارت علوم،تحقیقات و فناوری در سال 1382 ، رتبه ی اول بیستمین دوره جشنواره ی بین المللی جشنواره خوارزمی در زمینه پژوهش های بنیادی

گفتگو را با شهر قزوین شروع کنیم. موافقید؟

_موافقم. قزوین یکی از شهرهای فرهنگ ساز کشورمان بوده است. فرهنگی که در قزوین داریم،آثاری مانند بازار قزوین، مسجد جامع و... از آثار مهم کشور است، همه هم می دانند که این آثار فرهنگی مهم است. کاش شرایط طوری بود که هم به قزوین می رسیدم و هم به دانشگاهم، حداقل در رشته خودم می توانستم آن سوابق کاری که در مرکز تحقیقات داشتم در اینجا ادامه دهم، اما متاسفانه احساس می کنم آن انتظاراتی که از دوران کودکی نسبت به قزوین داشتم محقق نشده است..قزوینیهای موفق زیادی در داخل و خارج کشورداریم .پدر من به بچه های محله شیخ آباد قزوین که فقیر نشین بودکمک می کردند.پدر اصرار داشتند هر جمعه برای دیدارپدر ومادر به قزوین بیاییم. ما قزوینی های موفق از نظر مالی، اجتماعی و فرهنگی و... زیاد داریم که می توانند خیلی فراتر از اینها به شهر قزوین کمک کنند؛ شاید هم خیلی ها زحمت کشیدند و من در جریان نیستم.قزوین زمانی پایتخت بود، شاعرو نویسنده و خطاط، افراد مذهبی شاخص و تاثیر گذار، دانشجویان عالی دارد که همگی می توانند در پیشرفت های فرهنگی و اجتماعی و... قزوین اثرات چشمگیری داشته باشند.

_دوست داریم بیشتر با خانواده شما آشنا شویم،مخصوصاً از بابت نقش تربیتی که خانواده، پدر و مادر و نیز برادر بزرگ در زندگی فردی و اجتماعی شما داشته اند؟

ما 7 برادر و 1 خواهریم. تقریباً تفاوت بین برادر بزرگ و برادر کوچکم 20سال است.پدرم دانش آموز خیلی خوبی بود؛ اما به جنگ جهانی دوم خورد و مجبور شد کار کند. ایشان تاجر موفقی شد و خواست به تحصیل برگردد که دیر شده بود؛ ولی خیلی به علم و آموزش اهمیت می داد. همیشه می گفت: من کار خواهم کرد که شما همه تحصیل کنید. نکته قابل توجه پدرم این بود که ما تا جایی که در توانمان هست ادامه تحصیل بدهیم. خوشبختانه ایشان طوری مارا تربیت کرده بود که درس مسئله جدی در خانواده ما بود و چون ایشان پشتوانه بود باعث شد تمام برادران من عمدتاً بتوانندتحصیلات عالی بگیرند.پدر به تک تک ما حساس بودند و به همه توجه داشتند، روی همه نظر خاص داشت.پدرم که درقید حیات بود به صله رحم خیلی اهمیت می داد و اصرار داشت که هر ماه ویا هردوماه یکبار خانواده را در مسجد، باغ، منزل یا.... جمع کنند و مسئله شهید ثالث(ملا محمد تقی برغانی معروف به شهید ثالث) را مطرح کنند. ولی از وقتی که ایشان فوت کردند این اتفاق نیفتاد. واقعا حضور شخص خیلی مهم است حداقل در کشور ما شخص خیلی تاثیر گذار است.

-لطفا در رابطه با سوابق تحصیلی خودتان صحبت نمایید؟

_در کاظمین متولد شدم،دوران دبستان در جهاد تربیت تهران،دوران دبیرستان را در بیروت گذراندم و دوران دانشگاه را درسال 74 میلادی در آمریکا،دکترا را در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی گرفتم در زمینه سیستمهای مخابراتی. 10 سال هم در مرکز مخابراتی بِل کار کردم که یکی از مراکز عمده پژوهش جهان است؛ الان هم در ایران درخدمت شما هستم.

_در مورد سوابق کاری توضیح بفرمائید؟

عمده ترین کار من 10 سال در مرکز تحقیقاتی بِل بود که یکی از پژوهشکده های معتبر در دنیا می باشد.آنجا در زمینه شبکه های فیبر نوری پژوهش کردم که منجر به ثبت 12 اختراع در همین زمینه شد؛ برای معرفی ترفند های دسترسی چند گانه بر اساس تقسیم کد، الان هم 14-13 سال است که دردانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف تدریس می کنم.

-دلیل چهره ماندگار شدن شما مربوط به چه موضوعی است ؟

احساس میکنم بخاطر یکی از کارهایی است که در زمینه ابداع تکنیکهای خیلی پیشرفته انجام دادم، بنام دسترسی چندگانه بر اساس تقسیم کد در شبکه های فیبر نوری.شبکه های فیبر نوری خیلی مهم هستند، از این نظر که تکنولوژی و فناوری فیبر نوری یک انقلاب دیگری در جهان ایجاد می کند. مثلا اگر سیستم ADSL 5/1 مگابایت اطلاعات ارسال می کند، سیستم فیبر نوری می تواند یک میلیون بار بیشتر ازاین حجم اطلاعات را جابجا کند. در نتیجه یکی از سرمایه های عمده ای که در جهان برنامه ریزی می شود اینست که فیبر نوری به منازل رسانده شود.

نکته بعدی این تکنیکی بود که من در زمینه تفکیک کردن کاربرهای مختلف با استفاده از ترفند تقسیم کدابداع کردم که امروزه در دنیا خیلی مطرح است.همین تکنیک در سیستمهای رادیویی برای نسل سوم تلفن همراه در راه است. زمانیکه دانشجوی دکترا بودم و تز دکترا می نوشتم هنوز تلفن همراه به آن صورت مطرح نبود، در سیستم رادیویی کار می شد و امروزه در نسل سوم تلفن های همراه پیاده سازی می شود.زمانی که فارغ التحصیل شدم فیبر نوری تازه به صنعت مخابرات آمده بود، ولی دانشمندان بزرگی پیشاپیش مسئله را می نوشتند که حجم اطلاعات خیلی بالا می برد.روزی در یکی از همایشها، یکی از دانشمندان سخنرانی مرا گوش داد و خیلی از تکنیک های کد نگاری و کد برداشتن خوشش آمد و گفت اگر شما اینرا در سیستمهای نوری بخواهید پیاده کنید آن مکانیزم یا تکنیک را بلدید چه کار کنید؟ گفتم نه، چون نمی دانم فیبر نوری چطور کار می کند!گفت خوب یاد می گیری، روی این مسئله تمرکز کن و واقعا حرفش درست بود. وقتی دیدم سیستم پردازش، از طریق سیستم کدینگ در فیبر نوری کار می کند برایم جالب بود. از این نظر متوجه شدم کارهایی که ما در سیستم رادیویی انجام می دهیم به درد فیبر نوری نمی خورد. چون فیبر نوری با نور سرو کار دارد و نور که از جنس فوتون است نسبت به جنس الکترون کاملا با همدیگر متفاوت هستند و این تفاوت فوتون و الکترون باعث شدتفاوت را بفهمم و بعد کدها را با پردازشگر ها و با سیستمهای نوری طراحی کنم. مقالاتی که از این کار من چاپ شد، بیش از چند هزار به آنها ارجاع می شود و در دنیا جزء پر استنادترین مقالات در 30 سال اخیر محسوب می شود. فکر می کنم یکی از دلایل چهره ماندگار شدن مربوط به این موضوع باشد.

-جایگاه کشور ما در مخابرات فیبر نوری در چه سطحی است؟

_اوایلی که آمدم ایران سال 3-1992،کارخانه شهید قندی یزد را که تولید کابل نوری می کرد افتتاح می کردند. وکارخانه دیگری در پونک تهران هسته فیبر نوری تولید می کرد هسته فیبر نوری خیلی چیز حساسی است.

برای من خیلی تعجب آور بود که آن موقع ایران صاحب این تکنولوژی شده بود ولی بعد فهمیدم به دلایل مختلف بعداز 6-5 سال تعطیل شده است. در صورتی که این کارخانه امروز می توانست میلیونها کیلومتر فیبر نوری برای ما تولید کند و ارزش افزوده زیادی را ایجاد کند، بنظر من عقب افتادیم. مدیران مخابرات هم فهمیده اند که اگر این کار را انجام ندهند، کشور ما از نظر مخابراتی تا 6-5 سال آینده نسبت به آن کشورهایی که فیبر نوری را به منازل رسانده اند یک تفاوت فاحش پیدا می کند.

اینست که دولت و وزارتخانه به این نتیجه رسیده و اعلام کرده که می خواهد 6 میلیارد دلار در زمینه فیبر نوری سرمایه گذاری کند و عنوان شده بخش خصوصی در آن نقش آفرین باشد،امیدوارم این اتفاق بیفتد در غیر این صورت ما واقعا عقب خواهیم افتاد.

_جایگاه ایران رادر زمینه مخابرات نوری در مقایسه با سایر کشورها و نیز آینده مخابرات کشور را چگونه ارزیابی می نمایید؟

_کوتاه بگویم من انتظارم نسبت به مخابرات کشور خیلی بالاتر از شرایط امروزاست، به دلیل اینکه ما بهترین دانشجوهای کشورمان را از موانع بسیار وسیعی عبور می دهیم، نخبگان را در مهندسی برق جمع می کنیم، اساتیدآنها انصافا بهترین هستند.

تصور می کنید چگونه می توان این فضای خالی را پر کرد؟

این روزهاتسخیر علم، مثل تسخیر سرزمین ها شده است؛یعنی اگر شما به سرزمین علم نو دیر برسید و آن علم نو توسط دیگران تسخیر شود آنگاه براحتی راه رابرای کسانی که تازه می خواهند وارد شوند باز نمی کنند،راه را می بندند.این موضوع برای ما ایرانیها خیلی مهم است،در طول تاریخ چندین بار نشان داده ایم که نقش آفرین بوده و هستیم، این طور نبوده که ما همیشه استفاده کننده فرهنگ دیگران باشیم ما در روند تمدن بشری چند بار در تاریخ مان نقش آفرینی کرده ایم. امروز که ما می فهمیم که علم خیلی ابزار مهمی برای پیشرفت است چون وقتی که شما به قدرت علمی دست یافتید،به قدرت واقعی می رسید؛ قدرت علمی،استقلال،آزادی را هم با خود می آورد. خودمان باید در حقیقت جرقه های فکرنوین را بزنیم که باعث پیشرفت اهداف بشری باشد و ما درآن جرقه ها نقش آفرین باشیم.آن موقع است که کشور خارجی کم می آوردومجبور است جلوی ما کوتاه بیاید!دوتا کشور را پشت میز مذاکره در نظر بگیرید، یکی فقیر و دیگری همه نوع صنعت دارد واضح است در مذاکره چه کسی برنده است ؟طبیعتاً کشوری که تمام ابزارهارا دارد در مذاکره حاکم است! و کشوری که علم و صنعت ندارد،عقب می افتد.

ارتباط دانشگاه و صنعت مخابرات را چگونه ارزیابی می نمایید؟

_در کشور سطح های مختلفی در رابطه با آموزش و قابلیت های مهندسی و مخابرات داریم! اشتباهی که در اینجا می شود این است که همه فکر می کنند چون طرف لیسانس گرفته، فوق لیسانس یا دکترا، بدون اینکه از کجا آمده، چه کار کرده، باید برود و کار بگیرد! بهترین نوع کار برای این افراد استاد دانشگاه شدن است. ولی نکته اساسی اینجاست که ما باید راه حل های مشکلات کشورمان را بیایم. عده ای که آموزش مهندسی خوب دیده اند باید وارد صنعت کشور شوند و به صنعت کشور کمک کنند. عده ای که در فضای نخبگی قرار گرفته اند،باید بذر نهال و درختهای میوه کشور بشوند. اینها همان خوارزمیها باید بشوند تفکرشان باید در فضایی قرار بگیرد که در روند علم نقش آفرینی کنند.

نظر و ارزیابی شماراجع به ادامه تحصیل در خارج از کشور چیست؟

- حضرت رسول ابتدا در مکه دعوت خود را آغاز کردند،با مشکلاتی روبرو شدند، می فرمودند من سخن جدید از طرف خدا آوردم، برای بهبود جامعه بشریت هست،آنها گفتند: این حرفها چیست؟ پس از مدتی خطر آفرین شد، ایشان از مکه به مدینههجرت کردند و هجرت،مبدا تاریخ ما مسلمانان ایرانی و غیر ایرانیاست.در طول تاریخ جاده ابریشم احداث کردیم تا ایجاد آبادانی و علم و فرهنگ شود، آن موقع ما نقش آفرین بودیم در تاریخ بشری، همه باید برای تحصیلبه کشور ما می آمدند، تجارت می کردند، علم یاد می گرفتند و یا حداقل از اینجا عبور می کردند تا به جای دیگر برسند. پس هر جوانی می تواندبه منظور ارتقاء علمی به جایگاه دیگر برود. همان کاری که حضرت رسول انجام داد رفت مدینه و در سالهای بعد به مکه آمد.الان نصف دنیا مسلمان شده است. نکته اصلی کجاست؟زمانی می گفتن فرار مغزها!فرار مغزها واقعاً توهین آمیز بود، هجرت مطرح شدکه خیلی مناسبتر است، چون این واژه واقعیت حرف را می رساند.

باید چکار کنیم؟ آیا درب کشور همینطورباز باشدو همه در جاهای دیگر بتوانند امیدشان را پیدا کنند؟باید به خودمان بیاییم،باید بدانیم جوانی که دنبال موفقیت زندگیش هست نمی خواهد از محله خودش برای کارهای بیهوده خارج شود،انگیزه دارد زحمت میکشد، در این حالت وظیفه من استاندار،وظیفه من شهردار،منِ پدرومادر، منِ معلم،منِ استاد سنگین میشود، آنهم با مهیا کردن امکاناتی که جوان یا افراد جامعه برای پیشرفت نیاز دارند.شما ابزار پیشرفت را در اختیار مردم بگذارید حتی در خود شهر قزوین، اگر فرد احساس کند در خود شهر قزوین می تواند آنچنان از امکانات بهره مند شوددلیلی برای تهران آمدن پیدا نمی کندو قزوین می ماند. پس ما اگر فضارا مهیا کنیم،بطوریکه هرکسی بتواند به آن اکثریت ظرفیت خودش برسدآرام آرام مهاجرت کمرنگ می شود.شاید اگر حضرت رسول همان روز اول در مکه جواب گرفته بود دیگر به مدینه مهاجرت نمیکرد، شایدمبدا تاریخ ما طوری دیگر نوشته می شد. پس ما می بینیم که این فرایند یعنی ایجاد امکانات و در اختیار گذاشتن ابزار در جامعه برای نخبگان علمی می تواند هجرت را کمرنگ تر کند. این روزها در بحث مهاجرت از پایه لیسانس آمده اند به سراغ دانشجوی دکتری ما،چقدر هزینه میشود برای هر دانشجوی دکترا، هم دکتر و هم استاد پیر می شود. شما وارد دانشگاه می شوید ایده خود را زمینه سازی می کنید ابزار لازم دارید دانشجوهای ما اگر در ایران بمانند و دکترا بگیرند، تحقیق کنید، می بینید با چند تا مقاله دارند فارغ التحصیل میشوند؟تعداد مقالاتی که بچه ها چاپ میکنند عالی است. بچه های فوق لیسانس با 5-4 تا، این یعنی چی؟ یعنی آموزش خیلی عالی بوده، تازه ایده ای که پیاده شده و روی آن کار شده خیلی عالی بوده.حالا این دانشجو وارد دوره دکترا می شوداگر احساس کند که کشش دانشکده طوری است که می تواند پرواز کند مهاجرت برای او کمرنگ می شود.وضع امروز ما نسبت به 13سال قبل که من آمدم خیلی فرق کرده. اما جایگاه ما این نیست، باید 1000 بار بهتر از جایگاه امروز باشیم. نیاز به همدلی و همفکری داریم. مثلاً شهر قزوین دانشگاه بین المللی امام که افتخاری برای قزوینِ است، میخواهم ببینم آیا شهروندی از خود قزوین که متمول باشد هست و بگوید من مقداری از مالم را هدیه به دانشگاه می کنم در کل دنیا، مخصوصا در کشورهای درجه 1 اصل کارشان اینست،Ebay یک وصیت نامه نوشته شده، 99% ثروتش رامی دهد به موسسات آموزشی، 1% ثروتش را برای خانواده خودش نگه می دارد. یک شهروند قزوینی متمول در صورتی که بداند وجود چنین دانشگاهی در این شهر افتخار دارد و این شهر رامی تواند به دنیا معرفی نماید.با داشتن چنین فرهنگی همه نیازهای دانشگاه رفع می شود.اینها نیاز به فرهنگ سازی دارد،همه برای آموزش شعار ارزشمندی است، ما موقعی تحول ایجاد می کنیم که همه در اختیار آموزش باشند.

- خاطره ای از زمان تحصیل و تدریس دارید بیان کنید؟

_ دوران کودکی زیبا است،با جهشی خواندن مخالفم. در جهشی هم اگر یکسال باشد اشکالی ندارد، امااگر به زور باشدویران کننده است. در زندگی علم و آموزش خیلی مهم است، علم و آموزش اگر با عشق، با یک پشتوانه فرهنگی همراه نشود می تواند خیلی خطرناک باشد، اما وقتی پشتوانه اش عشق باشدآن آموزش،درخت تنومندی میشود که دنبالش هستیم.

- نظر شما راجع به ورزش چیست؟

ورزش خیلی مهم است، دانشجوی دکترا بودم در دانشگاه همیشه هر ترم ورزش بر می داشتم، در تمام دوران زندگی آموزش و پرورش و پژوهش را لمس کردم چون همیشه نشاط داشتم و این باعث می شد همیشه مورد توجه باشم.

- تلخ ترین خاطره شما؟

-در جوانی در آمریکا بودم دوران جنگ ایران و عراق دوران تلخی برای ما در آمریکا بود، هر ازگاهی اگر حمله ای می شد، مخصوصاً ایرانیهایی که ناجوانمردانه شیمیایی می شدند هیچ وقت آن دوران یادم نمیرود که جوانان مارا ناجوانمردانه شهید کردند. دوران جنگ تلخ بود جوانهایی که رفتند جوانمردانه جنگیدند و شهید شدند.

- و اماشیرین ترین خاطره؟

روز ازدواجم شیرین ترین روز بود،، من دیر ازدواج کردم و خانواده خوبی تشکیل دادم خانمم تحصیلکرده انگلیس است اما دوست ندارد که ایران را ترک کنیم. شدیدا علاقمنداست که فرزندان ما در ایران بزرگ شوند، فرهنگ،آداب و رسوم ایرانی را خوب یاد بگیرند، و خدا دو تا فرزند به ما داد وزندگی خیلی خوبی داریم.

- جناب آقای دکتر از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید از شما صمیمانه سپاسگذاریم، اگر نکته ای در انتها دارید بفرمایید.

خیر، من هم از شما تشکر می کنم و امیدوارم در انجام فعالیتها موفق و سربلند باشید.